صورت گری که پیکر روز و شب آفرید


از نقش این و آن بتماشای خود رسید

صوفی! برون ز بنگه تاریک پا بنه


فطرت متاع خویش به سوداگری کشید

صبح و ستاره و شفق و ماه و آفتاب


بی پرده جلوه ها به نگاهی توان خرید